رانندگی بدون داشتن گواهینامه ....
یکی از معضلات من و بابایی از دست مبینا جون وقتی توی ماشین میشینیم .... نازگلم توبرای ما هدیه خدایی دوست داریم قد یه دنیا ...
نویسنده :
مامان سمیه
16:47
عاشق آب بازی
مبینای عزیزم تازگیا یاد گرفته لباسش رو میگیره میگه در در ( یعنی لباسمو در بیارین برای آب بازی) و میره توی استخرش میشینه و چند ساعتی من و بابایی باید با خانم آب بازی کنیم آب بازی رو خیلی دوست داره ولی فقط تا وقتی که روی بدنش آب بریزیم اگر رو سرش آب بریزیم اونوقته که دیگه جیغ میکشه و گریه میکنه زمان چه زود میگذره و تو چقدر سریع داری بزرگ میشی عزیزم. دوست دارم نازنینم... ...
نویسنده :
مامان سمیه
16:46
حمله انتحاری به سمت نی نی خاله
فرهنگ لغات مبینا خانم
دخملم دیگه شده طوطی هرچی بگیم هر طوری که شده نصفه نیمه تکرار میکنه هر کاری که میکنیم بلافاصله بعد از ما اون کارو تکرار میکنه فدای تو نفس. دد - جیز - جیش - هیس (مبینا لالا کرده) - نیس (یعنی نیست بیشتر هم برای بابا که البته به اسم مهدی بهتر میشناسه) - اتی (یعنی عطیه خاله کوچیکه) - زس (یعنی زشت برای وقتی که مماغش باد کرده) - ادو (وقتی گوشی رو بر میداره یعنی الو) کلا زیاد سخنرانی میکنه ... ماشااله لا حول و لا قوه الا لله العلی العظیم ...
نویسنده :
مامان سمیه
17:47
شرکت در مسابقه در آخرین لحظات..
غذا خوردن یا شیطونی کردن
مبینا و برج قورباغه
گردش با سه چرخه
تولد کفشدوزکی یکسالگی
اولین جشن تولد مبینا دیروز یعنی 27 خرداد 92 برگزار شد. خدارو شکر همه چیز خیلی خوب بود و جشن خوبی برگزار شد و خاطرات شیرینی برامون به یادگار موند. راستی دیروز دخملم چند قدم راه اومد خیلی دوست دارم همه هستی من..... هدیه مامانی و بابایی و در پایان تشکر مبینا خانم از مهمانان عزیز.... ...
نویسنده :
مامان سمیه
21:10











